
۲۱ مرداد ۱۴۰۵ · ۶ دقیقه مطالعه
تبدیل فالوور اینستاگرام به شاگرد پولی
مشکل معمولاً محتوا نیست؛ پنج قدمی است که بین «علاقهمند شد» و «پول داد» قرار دارد. این نوشته آن قدمها را باز میکند و میگوید کدامشان را میشود حذف کرد.
مربیای که ده هزار فالوور و چهار شاگرد دارد، مشکل محتوا ندارد. چیزی بین علاقه و پرداخت دارد آدمها را میریزد، و آن چیز معمولاً برای همه یکی است.
قدمهایی را که میخواهی بشمار
بیوی خودت را مثل یک غریبه بخوان. «برای برنامه دایرکت بدید» یعنی از کسی میخواهی چت را باز کند، پیام بنویسد، منتظر جواب بماند، ده سؤال را جواب بدهد، پول واریز کند، از رسید عکس بگیرد و بفرستد. این هفت قدم است که بیشترشان به بیدار بودن تو وابستهاند. هر قدم، بخشی از آدمهایی را که اولش راضی بودند از دست میدهد.
قدمهایی که میشود حذف کرد
- انتظار برای جواب تو — صفحهای که تو را معرفی میکند وقتی خوابی هم کار میکند.
- تایپ کردن جوابها در چت — یک فرم همه را یکبار میپرسد.
- پرسیدن اینکه کجا پرداخت کنم — این باید همانجایی باشد که تصمیم گرفته میشود.
- فرستادن جداگانه رسید — همانجا با بقیه آپلود میشود.
آنچه میماند این است: صفحه را بخوان، فرم را پر کن، پرداخت کن. سه قدم، که هیچکدام به آنلاین بودن تو نیاز ندارند.
صفحه باید چه بگوید
مدارکت را نه. غریبهای که دارد تصمیم میگیرد یک ماه تمرینش را به تو بسپارد، میخواهد بداند چه کسانی را تمرین میدهی، چه چیزی تحویل میگیرد و چقدر هزینه دارد. یک عکس، چند خط صادقانه و یک قدم بعدی روشن، از دیوار مدرک بهتر جواب میدهد؛ چون سؤالی که در ذهنش است این است که «این آدم برای کسی مثل من است؟»
و بعد فقط یک عدد را اندازه بگیر
از آدمهایی که صفحه را باز میکنند، چند نفر فرم را تا آخر پر میکنند؟ همین یک نسبت به تو میگوید مشکل از دیدهشدن است یا از تبدیل — و جلوی همان حدسزدنی را میگیرد که باعث میشود مربی بیشتر پست بگذارد، در حالی که پست گذاشتن اصلاً مشکل نبوده.